احمد مجد الاسلام كرمانى

120

سفرنامه كلات ( فارسى )

و خراسان تاكنون از مال مردم بدبخت بيچاره جمع كرده و اندوخته است و هزار هزار خرمن حيات مظلومين محكومين را به آتش ظلم و تعدى سوخته است و عجب‌تر اينكه اين آدم خيلى اظهار زهد و ديندارى مينمايد و شهرت داده كه نماز شب ميخواند و مقدس مآب است اما در تمام امراء ايران ظالم‌تر و بىرحم‌تر از او پيدا نخواهد شد خدا خانه ظلمش را خراب كند كه فى الحقيقه تالى سنان بن انس و ثانى بن زياد است و شمه‌اى از حالات او در فصول آتيه ذكر خواهد شد بارى ميان دشت آب و آبادى ندارد و تمام آباديش عبارت است از همين كاروانسرا و آبش منحصر است بيك حوض انبار كه در خارج كاروانسرا ساخته شده است و از آب باران پر مىشود و يك پايه آب كه در وسط كاروانسرا ساخته‌اند و پله‌پله ميرود تا پائين و آنقدر زمين را كنده‌اند تا به آب رسيده و با اينكه آب ندارد مقدارى گندم در اتلال آنجا بديم زراعت مىشود و از اطراف هم گندم و جو و ساير ما يحتاج زوار را ميآورند و در آخر كاروانسرا قلعه‌اى است مشتمل بر چندين خانه از خشت و گل كه رعاياى آنجا منزل دارند و خريد و فروش آنجا را اداره مينمايند بهرحال در بالاخانه منزل گرفتيم و فورا دو سه نفر آمدند و تمجيد از ماست و نان و كره خودشان كردند سرهنگ امر باحضار مقدارى نان و ماست و كره فرمود و فورا آوردند و امر بآوردن نمك و قاشق و پياز فرمود و فورى حاضر شد و بسلامتى دوستان دوغى شاهانه درست كرديم و با نهايت اشتها و ميل خورديم و از رفقاى طهران ياد كرديم و يك بشقاب مشتمل بر يك سير كره آورده بودند و تمام را حاجى ميرزا حسن با انگشت خود خورد و بعد از صرف نهار چاى خواستيم و از قهوه‌خانه آوردند و صرف شد بعد از آن اسب حاضر كردند و بستند و نداى الرحيل دادند و برخواستيم و در گالسكه نشستيم و به راه افتاديم از ميان دشت تقريبا شش فرسخ راه بعباس‌آباد ميرود و عباس‌آباد بسيار جاى خوبى است و از آباديهاى مرحوم شاه عباس صفوى است كه قناتى بسيار